پنجشنبه، 22 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش
چامه مزديسني
بامــداد شد، بانگ زد خروس از سراي شـه بر زدند كوس
چرخ شست نك روي آبنوس موبدا تو هم خيز و روي شو
خوان «اشم وهو» گو «يتا اهو»
گو «يتااهو» خوان «اشم وهـو»
پنجشنبه، 22 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش
به خوشنودي اهورا مزدا
هرگز به کسی که با راستی و درستی زندگی می کند ، ستم روا نگردد و هرگز به کسی که جهان را می پرورد ، آسیب نرسد
خدایا به ما کمک کن . ما چشم به راه لطف تو هستیم .
پنجشنبه، 22 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش
به خوشنودي اهورا مزدا
با دست های بر افراشته بسوی تو ای اهورامزدا و با فروتنی تمام پيش از همه چيز خواستارم که بهره ای از خرد پاک خود را بمن ببخشی تا به همراهی درستی کردار و درون پاک بتوانم خوشبختی روان آفرينش را فراهم سازم .
چهارشنبه، 21 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش
جامه اي کاونشود غرق به خون بهر وطن *** بدرآن جامه که ننگ تن وکم ازکفن است
عارف قزويني
دوشنبه، 19 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش
به نام ايزد بخشاينده بخشايشگر مهربان
اشم وهي
اشوئي ( 1) بهترين نعمت است .
( اشوئي ) خوشبختي است .
خوشبختي از آن كسي است كه خواستار بهترين اشوئي باشد .
يتا اهي وئريو
همانگونه كه سردار دنيا ( اهو ) توانا و نيرومند است بهمان اندازه سردار دين ( رتو = رد ) نيز بمناسبت پاكي و اشوئي خويش نيرومند مي باشد .
موهبت انديشه نيك ( وهومن ) نصيب كسي است كه برابر خواسته مزدا ( 2 ) رفتار نمايند .
سلطنت اهورائي ( 3 ) ويژه كسي است كه درويشان و بينوايان را دستگيري كند .
1 - اشوئي در چم پاكي در انديشه و گفتار و كردار است و آن شامل فروزه هاي راستگوئي و درست كرداري و امانت و صداقت مي باشد ، اشو كسي را گويند كه انديشه و گفتار و كردارش از كژي و كاستي دور و داراي صفات نيكو باشد . اشوان (
جمع اشو ) با مقدسين تازي و Saints لاتين هم آرش است .
2 و 3 - واژه هاي مزدا ( دانا ) و اهورا ( سرور و بزرگ ) هر دو در چم خداي يكتا مي باشد ، در اوستا بيشر واژه هاي اهورا و مزدا جدا از هم و گاهي با هم « اهورا مزدا » يا « مزدا اهورا » بهمان چم آمده است .
یکشنبه، 21 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و شـش
به خوشنودی اهورا مزدا
نه قومی برگزيده دارد و نه با زبان ويژه ای برای کسانی وحی می فرستد و نه گروهی از آفريدگان خويش را مامور کشتار گروهی ديگر می کند و نه خودش شبانه چند هزار نفر از بندگانش ( فرزندان مصريان ) را از میان می برد و نه بابت لغزشهائی که خودش برای اين بندگان خواسته است آنها را بسوی آتش و مار و عقرب به جهانی ديگر روانه می کند . او دستگاه بيکران آفرينش را برای زمين ما که ذره ای ناچيز در اين دستگاه است نيافريده ، بلکه او جوهر راستی و سرآغاز راستی است . او به هستی آورنده خرد و آغاز و پايان نظامی است بنام « اشا » که ميلياردها کهکشان را با ميلياردها خورشيد آنها را از ميلياردها سال پيش با خرد بيکران خود در گردش دارد است . او برتر و پاک تر از آن است که ما او را درگير مسائل فرومايه زندگی چند انسان گمراه بکنيم . او اهورا مزداست . او خوشبختی و شادی و شکوفائی را برای جانداران اين زمين آفريده . او آزادی گزينش را آفريده تا انسانها بتوانند راه و روش وشيوه زندگی خود را بدلخواه خود گزينش کنند . او آرامش را آفريده تا مردمان زندگی اسوده داشته باشند . او انديشه نيک را آفريده تا زنان ومردان را به سوی بخش پرفروغ زندگی راهنمائی کند . او چيرگی به خود را آفريده تا مردمان را از لغزشهای نا خواسته زندگی دور نگاه دارد . او تکامل و رسائئ را آفريده تا مردمان هر روز ، هم خود و هم اين جهان را تازه تر و نوتر کرده و پيشرفت دهند . و سر انجام او جاودانگی را آفريده تا زنان و مردانی را که با او در روند آفرينش همکاری کرده و در خوشبخت کردن خود و ديگران و اين جهان گام برداشته اند در « سرای مينوی سرود » ، جاودانه با فروغ خود و در فروغ خود روشنی بخشد . او هيچگاه آفريده گان خود را «بنده و برده» خود نناميده بلکه هميشه آنها را « دوست و همکار» مینامد . دوست وهمکار برای بهتر کردن و خوشبخت کردن اين کره که ما انرا زمين میناميم . اين نيک بختی استثنائی ايرانيان بود که اين آئين بی همتا از سرزمين آنها بر خيزد تا به تمام جهان نور بيافشاند .
بود مردمي کيش و آيين ما نگيرد خرد ُخرده بر دين ما
بياريم باز آب رفته بجوي مگر زان بيابيم باز آبروي
پنجشنبه، 4 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و شـش
